جستجو کردن

ادغام سرگرمی / فرهنگی

از اردوگاه پناهندگان موریا گرفته تا فشن شو خودش در آتن!

 

تاجیکستان ، افغانستان ، ایران و لسوس ، یونان: درخت خانواده Safika Kias بر اساس جنگ های جهانی ، زمین های غبارآلود ، پناهندگی و رویاها ساخته شده است. برای safika، او خودش “می جنگد”. با چرخ خیاطی ، نخ ، طرح ، لباس ، مدل های داوطلبانه و عشق به کاری که برای انجام آن متولد شده است. “سلاح های” خودش که سه سال پس از تجربه اردوگاه پناهجویان موریا ، او را در صحنه آتن بزرگ کرد تا در مقابل مردمی که او را دوست داشتند تعظیم کند. برای اولین نمایش مد او!

مصاحبه Safika Kia به طور مفصل در vogue.gr:

 

زادگاه من افغانستان است. خانواده من از تاجیکستان می آیند که پدربزرگ و مادربزرگم مجبور به ترک آن در طول جنگ جهانی دوم شدند. بنابراین ، آنها پناهنده شدند. پدر و مادرم از آنها الگو گرفتند و به ایران مهاجرت كردند. من فقط شش ماه داشتم.

 

در ایران ، ما در مرز زندگی می کردیم ، با خطر روزانه حملات. در یک خانه کوچک با زمین غبارآلود و بدون مبلمان. ما هیچ چیزی نداشتیم فقط همدیگر را ، این همیشه حامی ما بوده است. ده برادر من. آنها از والدین ما یاد گرفتند که برای یافتن شغلی در کشوری که – به طور کلی – با سوظن به ما نگاه می کنند ، “جنگ” کنند. با علامت سوال.

 

مادرم خیاط بود ام بلافاصله عشق من را به خیاطی منتقل نکرد. زمانی فرا رسید که من شروع به ساختن چیزهای مختلف برای خواهران و دوستانم کردم. کلاسهای یک مدرسه تحت حمایت سازمان ملل نیز کمک کرد. من به وضوح آن سالها را به یاد می آورم. کیلومترهایی که هر روز برای کار برای عمه دوستم که خیاطی حرفه ای بود طی می کردم. مثل اولین باری که درتلویزیون FashionTV  دیدم. اینکه با یک کنجکاوی بپرسم این دنیا چیست. در رویای نمایش مجموعه های خودم. هر شب. آنقدر که آرزو در من ریشه دواند. در مواقعی که آرزو به شدت از آنچه نور روز به همراه داشت از من فاصله داشت.

 

ما در سال 2017 ایران را ترک کردیم. سپتامبر. یک ماه بعد وارد لسوس شدیم. هیچ وقت فراموش نمی کنم که شرایط موریا چگونه وحشتناک بود. خیلی اوقات ، من به افرادی که در آنجا “گیر کرده اند” فکر می کنم. بسیاری از آنها دوست من هستند. بیشتر پناهندگان در یونان مانند من زندگی نمی کنند ، آنها مکان امن برای اقامت ندارند. من خیلی خوش شانسم.

 

آنها ما را به پایتخت منتقل کردند. من آتن را خیلی دوست دارم. در اینجا ، من می توانم آزاد باشم ، در مقابل نحوه رفتار با من در ایران. در آنجا ، من همیشه لهجه و اصل خود را پنهان می کردم ، و ترس از حمله احتمالی بودم ، در حالی که در یونان می توانم خودم باشم. زیرا ، اگرچه در سطح تفاوت های فرهنگی قابل توجهی بین من و یونانی ها وجود دارد ، اما برقراری ارتباط با آنها بسیار آسان است.

 

یک روز صبح بسته ای از آلمان آمد. توسط یکی از دوستان عزیزم ارسال شده بود. چرخ خیاطی بود. وقت آن بود که آنچه را که در دنیا بیشتر دوست دارم بازگردانم. من با خلاقیت برای خودم شروع کردم و به سازمانهای مختلفی مراجعه کردم تا کار خود را نشان دهم و از آنها بخواهم در مورد چگونگی ایجاد نمایشگاه مد به من کمک کنند. درها بسته بودند.

 

یک روز داشتم با دوست خوبم Kasia Maciejowska ، که DILA را ایجاد کرده است – سازمانی که به پیشرفت حرفه ای زنان جوان پناهنده که می خواهند در پروژه های خلاقانه – هنری ، در مورد طراحی مد ، بلکه همچنین داستانی که هر تکه پارچه را در بر می گیرد کمک می کند. او به من پیشنهاد کرد که یک کمپین سرمایه گذاری گسترده برای ایجاد نمایشگاه مد خودم شروع کنم. چند روز بعد این کمپین روی آنتن بود. ما از همان دقیقه اول با Kasia  صحبت کردیم. میتوانم به جرات بگویم که در ساعت 100 پیام برای او ارسال کردم. “به مقدار مورد نظر رسیدیم . خدایا ما به آن مقدار رسیده ایم. کاسیا ، ما در حال نزدیک شدن هستیم “. چنین حدی از حمایت از مردم وجود نداشت ، افرادی که من در زندگی ام هرگز آنها را ندیده بودم. ما موفق شده بودیم. مبلغ مورد نیاز جمع شده بود.

 

اولین نمایش مد در Action for Women بود ، سازمانی که از من حمایت قابل توجهی کرده است. مانند لفکو ، مارس اِل و آنکا. بدون این ابتکارات هیچ اتفاقی نمی افتاد. همه آن روز “آنجا” بودند. همراه با خانواده و دوستانم. یکی از زیباترین لحظات زندگی من. وقتی از من برای شرکت در فینال جشنواره فیلم مد آتن (AFFF) در تخنوپولیس شهرداری آتن دعوت شدم!

 

آن شب را فراموش نمی کنم. یادم می آید دستانم چقدر بی حس بودند تا تغییرات لحظه آخری  در لباسها را ایجاد کنند. تمام بدنم از اضطراب می لرزید. اما من یک تیم عالی همکاری داشتم که به من در هماهنگی کمک کردند. Kasia  بر کل تولید نظارت داشت و مدل های داوطلبانه نیز بسیار حمایت می کردند. آناستاسیا ، النی ، تالیا ، کایرا و آمبر. خیلی حرفه ای برای یک راه باریک. تیم عالی. خانواده.

مجموعه ای را که ارائه دادم “شعله” نامگذاری کردم.

منبع: vogue.gr

Leave a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *